تبليغاتX
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
این روزها فقط وقت دیوونگیه و بس

آدم دیوونه میشه از این همه ظلم بر بهترین انسانهای عالم

اوج دیوونگی هم اونجاست که این بهترین آدمای روی زمین رو به نام دین کشتند

و عالمی رو دیوونهء حسین کردند

من فکر میکنم هر کس که میخواد دیوونه بشه این روزا بهترین فرصته

پس فرصت رو از دست ندید و با دیوونه هم آوا بشید

        یـــــــــــــــــــــــــا حسیــــــــــــن

من مست می عشقم هشیار نخواهم شد

                                                          از خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد


+ نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 4:1 توسط دیوونه |
رنگ دیوونه
هر آدمی رنگی داره

همه عالم رنگی دارند ، بعضی ها سفیدند ، بعضی ها قرمز بعضی ها خاکستری ، بعضی ها سرخ

میدونم که همه دوست دارند رنگشون روشن باشه!

دیوونه رنگش پیش یارش سیاهه

دنیا سیاهه که رنگ دیوونه سیاه شده ! دنیای دروغ،دنیای ریا، دنیای گناه ، دنیای تزویر و دورویی.

دنیایی که آدماش خدایی میکنند و یار دیوونه رو فراموش.

دیوونه دلش از این عالم گرفته چون هر چه خودشو میشوره این سیاهی نمیره!

ای خدای روشنایی ها همه عالم رو از سیاهی پاک کن. 

  

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 1:47 توسط دیوونه |
در راه عشـــق با دل شیـــدا فتاده ایـــم            چندان دویـــــده ایم که از پا فتاده ایم

عاشق بسی بکوی تو افتاده است لیک           مادر میانه هـــــمه رســوا فتـــاده ایم

ما بی کسیــــم و ســـــاکن ویرانه غمت           دیوانه های طرفه به یک جا فتاده ایم

 

فکر به مصیبتی که بر زهرای اطهر روا داشتند آدم رو دیوونه میکنه

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وال محمد

+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 1:40 توسط دیوونه |
فریاد که سوز دل عیان نتوان کرد                         با کس سخن از داغ نهان نتوان کرد               

اینها که من از جفای هجران دیدم                       یک شمه به صد سال بیان نتوان کرد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 1:58 توسط دیوونه |
تا در ره عشق آشنای تو شدم                    با صد غم ودرد مبتلای تو شدم

لیلی وش من به حال زارم بنگر                    مجنون زمانه از برای تو شدم

دیوونه سعی میکنه شبها با یارش خلوت کنه چون روز ها ناچاره بین مردم باشه و سنگ بخوره

غم هجر و دوری یار ،دیوونه رو دیوونه کرده

یعنی کی میشه دیوونه به یارش برسه؟ کی دیوونه از این تنهایی بیرون میاد و با یارش هم آوا میشه؟

کی این غم دوری به پایان میرسه؟ 

اشک ها دیگه حوصلشون از دست دیوونه سر اومده و دیگه بیرون نمیان!

ای خدا به داد دیوونه برس که داره دیوونه تر میشه

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 2:36 توسط دیوونه |
درسته که دیوونه ها دیوونه اند ولی بابا حقوقی هم دارند !

چرا ما فکر میکنیم که هیچ کسی نباید حرف بزنه و اظهار نظر بکنه؟

الان این چند قرنه که دنیا رو دست عاقلان داده اند ولی مگه اینا چه گلی به سر دنیا زدند؟ که الان هممون داریم می بینیم چه گلی زده اند!!!!

ما دیوونه ها میخوایم حرف بزنیم و شمایی که تحمل شنیدن حرف حقو ندارین بهتره یا به حرف ما دیوونه ها گوش کنید و یا گوشاتونو بگیرید

دیوونه بهشت و جهنم نمیدونه کجاست

دیوونه عاشق یه چیزه و قلبشو فقط به اون داده و بس

دیوونه امشب دیوونه تر شده از دست این آدمای با عقل

دیوونه دیوونه خداست

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 3:3 توسط دیوونه |
دیوونه دلش رو از همه چی پاک میکنه یعنی هیچ کینه ای رو تو دلش نمی ذاره

دیوونه همه آدما رو دوست داره ،چون آدم شدند یعنی از انسانیت درومدند و آدم شدند

دیوونه تنهایی رو دوست داره چون اون رو به یاد یارش میندازه مگه نه اینکه یار دیوونه هم تنهاست!

دیوونه اشک رو هم دوست داره چون اونو سبک می کنه

این دیوونگی خیلی سخته باید از همه سنگ بخوری و این سنگها دیوونه رو پیش یارش عزیز میکنه به شرطی که دیوونه دم نزنه و تحمل کنه

سنگ از آن شد دل جانانه من

تا زند بر دل دیوانه من

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 1:36 توسط دیوونه |
دلم گرفته

هر چی داد زدم فایده نداشت منتظر شب شدم شنیده بودم تو شبها سر میزنه

تو تاریکیها هر چی بهش گفتم بیا و منو از تنهایی در بیار فایده نداشت گریه گردم و اشک ریختم شاید دلش به رحم بیاد ولی نه!باز هم نیومد

فکر کنم از دستم دلخور شده

دلم گرفته

آره همون که عاشق و دیوونه اش شدم رو میگم

خیلی دلش نازکه همین که میبینه کمی ازش غافل میشم و به دیگری فکر میکنم منو رها میکنه

البته شاید هم منو تنبیه میکنه که دیگه غیر از اون به کسی دیگه دل نبندم

این قلب فقط میتونه جای یکی باشه و اون فقط خداست

  

گفتم عقلم ،گفت که حیران من است

گفتم جانم،گفت که قربان من است

گفتم که دلم،گفت که آن دیوانه

در سلسله زلف پریشان من است

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 3:19 توسط دیوونه |
چه کسی حاضره یار یه دیوونه بشه؟

چه کسی حاضره عاشق یه دیوونه بشه؟

همه از دیوونه فرار میکنند و نهایت لطفشون اینه که اونو سنگ میزنند؟

ولی دیوونه یه یار داره که هیچکی نداره !

یاری که دیوونه اونو دیوونه وار دوست داره و به اون عشق میورزه.

بر سر کوی بتان خواهم دل دیوانه ای

تا کنم آنجابنا از سنگ طفلان خانه ای

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 2:50 توسط دیوونه |

ز هشیاران عالم هر که را دیدم غمی دارد

دلا دیوانه شو ،دیوانگی هم عالمی دارد

دیوونه عقل درست و حسابی ای نداره هر کاری دلش بخواد انجام میده و کسی هم اون رو سرزنش نمی کنه یعنی دیوونه از سرزنش دیگران وحشتی نداره.

خیلی راحت دیوونه توی یه جمعی میزنه زیر خنده و انگار نه انگار که کسی هست!

ولی در مورد گریه اینطور نیست! گریه یار خلوت های دیوونه است و کمتر کسی گریه های دیوونه رو دیده!

گریه آدم رو سبک میکنه و بال پرواز به آدم میده.دیوونه این راز رو خوب فهمیده و شبها واسه یارش گریه میکنه.گریه های دیوونه وار .

آره درست فهمیدید دیوونه هم یار داره .مگه اون دل نداره؟!!!!

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی                            دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

  

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 3:5 توسط دیوونه |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا